تبليغاتX
یه عاشق

یه عاشق

معبودا:مرا به بزرگی چیزهایی که داده ی آگاه وراضی کن تاکوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را به هم نزند

http://fc05.deviantart.com/fs22/f/2007/328/b/8/hold_on_to_me_love_by_WCS_Wildcat.jpg

به خدا عشق به رسواشدنش می ارزد


و به مجنون و به لیلا شدنش  می ارزد


دفتر قلب مرا وا  کن  و نامی بنویس


سند عشق به امضا شدنش می ارزد


گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن  ‌هایم


کوشش رود به دریا شدنش می ارزد


کیستم ؟باز همان آتش سردی که هنوز


حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد


با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم


به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد


دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد


نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد


سال‌ ها  گرچه که در  پیله بماند غزلم


صبر این  کِرم به زیبا شدنش می ارزد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 13:29  توسط شیدا  | 

 

 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم

یا از تو حتی با خودم ، یه لحظه صحبت بکنم

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی ، به تو جسارت بکنم

این قدر ظریفی که با یه نگاه هرزه می شکنی

اما توو خلوت خودم ، تنها فقط مال منی

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی ، به تو جسارت بکنم

ترسم اینه که رو تنت ، جای نگاهم بمونه

یا روی ِ شیشه ی چشات ، غبار ِ آهم بمونه

تو  پاک و ساده مثل خواب ، حتی با بوسه می شکنی

شکل همه آروزهام ، تجسم خواب ِ منی

حتی با این که هیچ کس ، مثل ِ من عاشق تو نیست

پیش ِ تو  آیینه ی چشمام ، حقیره  لایق  ِ تو نیست ، حقیره لایق ِ تو نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 16:29  توسط شیدا  | 

یامن اسمه الدعاوذکره الشفاه

 

باسلام خدمت همه دوستان خوبم

 

داداش مهربون وخوبم احسان عزیز

 مدیر وبلاگ محل پروازعقابها دچار

سانحه تصادف شده والان تو بیمارستان

 بستری هست ازهمه دوستان خوبم

 خواهش میکنم واسه سلامتی

 وبهبودی احسان عزیز دعا کنید .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 8:22  توسط شیدا  | 

Image Hosting by www.up.iranxm.com

 

  با درد عشق سوختم . با لحظه های دلتنگی ساختم

 

   عاشق ماندم و عاشقانه با یادت زندگی میکنم .

 

   درلحظه های دلتنگی درگوشه ای مینشینم وبه تو می اندیشم...

 

   دلم بد جوری بهانه می گیرد تو مال منی اما درکنارم نیستی...

 

   درد من عاشقیست ... دردی که دوای ان فقط تویی

 

   بیا و با حضورت درکنارم مرا درمان کن

 

   دراین لحظه هایی که درکنارم نیستی دلم تنها تو را می خواهد...

 

  تنها تو می توانی درد دلم را درمان کنی ... فقط تو....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 12:41  توسط شیدا  | 

 

 
عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com
 
 
من عاشق نگاه مهربون و زیبای تو ام.
 
 دیوونه چشمای تیره و فریبای تو ام.
 
 وقتی توی چشام نگاه می کنی و
 
دروغ می گی (دوستم داری).
 
حس می کنم من عاشق همین دروغای تو ام. 
 
لیلی توو قصه تویی. مجنون دیوونه منم.
 
 شیرین رویا ها تویی. فرهاد بی خونه منم ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 16:38  توسط شیدا  | 

 

 هیچ  وقت نشد نفهمیدی که بی تو دنیا  ندارم

 

هیچ وقت نشد بدونی که :من بی تو فردا ندارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 14:42  توسط شیدا  | 

 

 

عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت و رهيدگي از زنجير نفس، بر

ميهمانان حضرت حق مبارك باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 11:29  توسط شیدا  | 

اي ستاره آسمان شبهاي تيره و تار من با اين فاصله اي که بين من و تو

مي باشد چگونه بوسيدن آن چهره درخشانت ميسر است ؟



اي مهتاب آسمان شبهاي دلتنگي من با اين فاصله اي که بين من و تو

مي باشد چگونه پاک کردن آن اشکهاي روي گونت ميسر است؟



اي آسمان آبي من ، بين من و تو فاصله اي است پس چگونه دستم را

بر روي گونه نازنينت بکشم و تو را نوازش کنم ؟



آري من ستاره مي شوم و به آسمان زندگي مي آيم تا بر چهره ات بوسه
زنم .



آري اي مهتاب من پرنده شبانه مي شوم تا به آسمان بيايم و آن اشکهاي

پر از مهرت را از روي گونه هاي درخشانت پاک کنم .



و اي آسمان آبي ام ، خورشيد مي شوم تا در دل آبي و پر از عشقت

براي هميشه بنشينم و شب را با آن وسعت آبي ات آشتي مي دهم تا

هميشه آبي بماني .



دلم به درد آمده از اين فاصله و دلم به درد آمده از اين انتظار و دوري
بين ما



اي ستاره درخشانم ، شبها با ديدن تو آرام مي شوم !



اي آسمان ، روزها که دل آبيت را ميبينم عاشق تر از هميشه مي شوم

چگونه ميتوانم دستانت را در دست بگيرم وقتي بين ما اين همه فاصله

 است ؟



انتظار ميکشم تا شايد خداوند بالهايي را به من هديه دهد که با اين

 بالهاي پر غرورم به سوي تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست

بگيرم .



کاش تو اي آسمان من ، دل آبيت ابري شود و از گونه هايت اشک

بريزد تا شايد قطره اي از اشکهايت بر گونه هاي من بريزد تا احساس

آرامش و عاشقي کنم .



کاش تو اي ستاره من ، فرشته اي بيايد و تو را در سبد بگذارد و آن

 سبد پر از عشق و محبت را به من هديه دهد.



کاش اي خورشيد من ، کاش غروب عاشقي زودتر فرارسد تا زماني

 که در پشت کوهها مي روي و به زمين نزديک مي شوي احساس

نزديکي با تو داشته باشم .



اي خورشيد من،  غروب ها را خيلي دوست دارم چون تو بيشتر از همه

لحظه ها به من نزديکتري و مي توانم چهره ات را از نزديک ببينم ،

سپيده آسمان را نيز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوهها بيرون

 مي آيي و سلامي عاشقانه به من مي کني .



اي خورشيد من ، از ظهر هاي تابستان نفرت دارم چون در آن زمان در

بلند ترين نقطه آسمان مي درخشي

 

انتظار آن را مي کشم که شايد پرنده ياستاره يا خورشيد شوم ،

 ويا شايد هديه اي به من برسد که تو را بيشتر

 از هميشه در کنار خود احساس کنم و ببينم .



شايد در خواب ستاره يا خورشيد يا پرنده شوم ...

 

اينک که اينها همه يک رويا و يک احساس عاشقي است

پس اي آسمان آبي ام ...

 من خودم را به آتش مي کشم تا باد عاشقي آن دود غليظ مرا که از سوختنم به سويت

بلند مي شود به سوي تو بياورد تا بتوانم تو را احساس کنم و براي مدتي

آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشيند و بعد از اين

 دنيا وداع بگويم .


                      آري من براي رسيدن به تو جان خواهم داد...!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 14:37  توسط شیدا  | 

تقدیم به فرشته مهربونم

نازنین من :

سکوت شبانه هایم همیشه عبور قصه ی تورا تکرار میکند ...

واین منم که در شراره های احساس تو زبانه میکشم .

خاطره های ما همیشه بن بستی است از عاطفه های رنگ پریده

ونیازهای ما همیشه از غروری دردناک می پوسد.

این جا من هنوز هم اسیر خیال تو ام .

مرا به اعتبار کدام سپیده به ابتدای شب رها کردی ؟

به امید کدام بهار مرا به ویرانی پاییز سپردی ؟

طلوع امیدم را به غروب انتظارم پیوند بزن وبا سحرگاهان بیا ! !

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:40  توسط شیدا  | 

سحرخیز مدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

 

مهدی موعود (عج)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 14:39  توسط شیدا  |